معنی تیزابه
5 بازدید
[ بَ / بِ ] (اِ مرکب) تیزاب. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || آب زبان گز: تیزابهٔ اسفناج را پس از پختن باید گرفت. (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «تیزابه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر