معنی تیزآب سلطانی
5 بازدید
[ بِ سُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) مخلوطی از تیزآب (اسید ازتیک) و اسید کلریدریک (جوهر نمک) که می تواند همهٔ فلزات حتی طلا را در خود حل کند. تیزآب طلائی. تیزآب فاروق. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به تیزآب شود.
کلمات همقافیه با «تیزآب سلطانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر