معنی تیره‌شب

معنی تیره‌شب

7 بازدید
[ رَ / رِ شَ ] (اِ مرکب) شب تاریک. شب ظلمانی و سیاه : چراغی است مر تیره شب را بسیچ ببد تا توانی تو هرگز مپیچ.فردوسی. وگر گوسفندی برند از رمه به تیره شب و روزگار دمه.فردوسی. دو بهره چو از تیره شب درگذشت ز جوش سواران بجوشید دشت.فردوسی. من از رشک روی تو دیدن نیارم به تیره شب اندر، مه آسمان را.فرخی. نور رایش تیره شب را روز نورانی کند دود خشمش روز روشن را شب یلدا کند. منوچهری. تاریک شد از مهر دل افروزم روز شد تیره شب از آه جگرسوزم روز. منوچهری. از هر نفسی تیره شبی در پیش است از هر قدمی بی ادبی در پیش است.خاقانی. زبان تر کن بخوان این خشک لب را بروز روشن آر این تیره شب را.نظامی. ترا تیره شب کی نماید دراز که خسبی ز پهلو به پهلوی ناز. سعدی (بوستان). در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد وقت است که همچون مه تابان بدرآیی. حافظ. مددی گر به چراغی نکند آتش طور چارهٔ تیره شب وادی ایمن چکنم.حافظ. چارهٔ تیره شب هجر، دعای سحر است دانم اما که سحر نیست شب هجران را.یغما. رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.

کلمات هم‌قافیه با «تیره‌شب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید