معنی تیرهسر
6 بازدید
[ رَ / رِ سَ ] (ص مرکب) تیره مغز. تیره رای. تیره خرد: کیست میرالشعرا گوئی و هم گوئی من نام خود خود نهی ای تیره سر و تیره ضمیر. سوزنی. || سیاه سر. که سری تیره و سیاه دارد: زردی در آفتاب بقای حسود شاه از سیر تیره سر قلم زردفام تست.سوزنی. رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیرهسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر