معنی تیرهدود
5 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ مرکب) دود سیاه و تیره و ظلمانی : برانگیخت از بام دژ تیره دود دلیری به سالار لشکر نمود.فردوسی. کزان بر نخستین تو خواهی درود وز آتش نیابی مگر تیره دود.فردوسی. نیامد ز گفتار من هیچ سود ندیدم ز آتش بجز تیره دود.فردوسی. رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیرهدود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر