معنی تیرهبین
4 بازدید
[ رَ / رِ ] (نف مرکب) تیره بصر. کور. || نابخرد. نادان. نامدرک. که از فهم حقیقت عاجز بود: وگر زآنکه جانی بود تیره بین نه آرایش داد داند نه دین. اسدی (گرشاسب نامه). رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیرهبین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر