معنی تیرهبصر
5 بازدید
[ رَ / رِ بَ صَ ] (ص مرکب) کور. نابینا. تیره بین. تیره چشم : در فراق تو از آن سوخته تر باد پدر بی چراغ رخ تو تیره بصر باد پدر.خاقانی. رجوع به تیره بین و تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیرهبصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر