معنی تیرماهی
5 بازدید
(اِ مرکب) نوعی از انگور است. (برهان) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء): تا وقت مهرگان همه گیتی چو زر بود از آب تیرماهی و از باد مهرگان. منوچهری. تیره شد همچون عصیر تیرماهی آب جوی شد چو آب تیرماهی خم به خم اندر عصیر. میرمعزی (از آنندراج). || نوعی از ماهی، از عالم تیرمار. (آنندراج). || نام داروئی هم هست. (برهان) (شرفنامهٔ منیری) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || زنجبیل. (الفاظ الادویه). || گزر و زردک را نیز گویند. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء).(ص نسبی) خریفی. خزانی. پائیزی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). خریفی. || منسوب به تیرماه و تابستانی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تیرماهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر