معنی تیرماهی

معنی تیرماهی

5 بازدید
(اِ مرکب) نوعی از انگور است. (برهان) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء): تا وقت مهرگان همه گیتی چو زر بود از آب تیرماهی و از باد مهرگان. منوچهری. تیره شد همچون عصیر تیرماهی آب جوی شد چو آب تیرماهی خم به خم اندر عصیر. میرمعزی (از آنندراج). || نوعی از ماهی، از عالم تیرمار. (آنندراج). || نام داروئی هم هست. (برهان) (شرفنامهٔ منیری) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || زنجبیل. (الفاظ الادویه). || گزر و زردک را نیز گویند. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
(ص نسبی) خریفی. خزانی. پائیزی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). خریفی. || منسوب به تیرماه و تابستانی. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «تیرماهی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید