معنی تیرشکاف
6 بازدید
[ شَ / شِ ] (نف مرکب) شکافنده و خسته کنندهٔ عطارد. تیری که تا آسمان رود و عطارد را مجروح کند: هر دم ز تیر تیرشکاف تو مشتری افغان زه برآورد از گوشهٔ کمان. خواجوی کرمانی.
کلمات همقافیه با «تیرشکاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر