معنی تیرباران گرفتن
5 بازدید
[ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) تیرباران کردن. گرفتن بارانی از تیر بر روی کس یا کسانی : کمانش کمین سواران گرفت بر آن نامور تیرباران گرفت.فردوسی. به سهراب بر تیرباران گرفت چپ و راست جنگ سواران گرفت. فردوسی. ابر زنگله تیرباران گرفت به هر سو کمین سواران گرفت.فردوسی. رجوع به تیرباران کردن و تیرباران و دیگر ترکیبهای تیر شود.
کلمات همقافیه با «تیرباران گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر