معنی تکلتو
6 بازدید
[ تَ کَ ] (اِ) بمعنی خوگیر اسب. این لغت ترکی است و در مصطلحات نوشته که تکلتو خوگیر اسب که آنرا نمدزین گویند... و در چراغ هدایت بمعنی نمدزین... (غیاث اللغات). نمدزین و آنرا خوگیر نیز گویند. (آنندراج). چیزی که از نمد و جز آن دوزند و زیر زین گذارند و ترمه نیز گویند تا بر پشت اسب از زین آسیبی نرسد. (ناظم الاطباء). صاحب برهان در ذیل کلمهٔ نمدزین آرد... که بر پشت اسب نهند و زین را بر بالای آن گذارند و در این زمان تکلتو گویند -انتهی. صاحب منتهی الارب در ذیل جدیدة السرج، در مادهٔ «ج دد» آرد: تکلتوی زین و هما جدیدتان...: ای جل خرسک تکلتو را مکن عیب و در بر سر توهم در تو بره. نظام قاری. ای تکلتو بکفل پوش چو روزی برسی خدمات جل خرسک برسان ایشان را. نظام قاری. ور تکلتو خوری و جل سایی تیغهٔ پشت و دستهٔ دندان. ظهوری (از آنندراج). چو زین خود را نمی خواهد بپهلو که دارد پشت او ریش از تکلتو. اشرف (ایضاً). || ریش که به اختلاط سبل دراز شده باشد... ریش که سبلت داخل کرده دراز سازند. (غیاث اللغات). و به مجاز ریشی که به اختلاط سبل دراز شده باشد چون دمی ماند... (آنندراج). بروت و شارب. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تکلتو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر