معنی تکلة
8 بازدید
[ تُ لَ ] (ع اِ) تکلان. (ناظم الاطباء). رجوع به تکلان شود.[ تُ کَ لَ ] (ع ص) رجل تکله؛ مرد عاجز که کار خود را بدیگری سپارد و بر وی تکیه نماید. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). وکلة. (اقرب الموارد). رجوع به وَکَل و وکلة شود.
کلمات همقافیه با «تکلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر