معنی تکشمر
8 بازدید
[ تَ کَ مُ ] (ع مص) خویشتن را کشمیری جا نمودن. (آنندراج) (بهار عجم): ای سفله تمام کار و بار تو دغاست اینجا به ادب باش تکشمر بیجاست. نعمت خان عالی (از بهار عجم). رجوع به تکشمیر شود.
کلمات همقافیه با «تکشمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر