معنی تکش

معنی تکش

9 بازدید
[ تَ کَ ] (اِ) استخوان انگور. (صحاح الفرس). تخم و دانهٔ انگور را هم گفته اند. (برهان). هستهٔ انگور. (ناظم الاطباء). رجوع به تکز تکژ و تکس شود. || مخفف ته کش، بمعنی ته نشین : تکش با تلاوش درآمیخته چنین رودی از هر دو انگیخته. نظامی (اقبالنامه چ وحید ص ۱۸۰).
[ تَ کَ ] (اِخ) نام یکی از ملوک و سلاطین است. (برهان). نام سلطان تکش خان خوارزمی پسر سلطان اتسز خوارزمشاه بود. (انجمن آرا) (آنندراج). پادشاه پنجم از سلسلهٔ خوارزمی... (از ناظم الاطباء). سلطان علاءالدین، تکش بن ایل ارسلان که در سال ۵۹۶ درگذشت. (از تاریخ مغول اقبال ص ۸): ای ز رایت ملک و دین در نازش و در پرورش خسرو گیتی علاءالدین و الدنیا تکش. کمال اسماعیل (از انجمن آرا). تکش با غلامان یکی راز گفت که این را نباید بکس باز گفت.سعدی. رجوع به تاریخ مغول اقبال و تاریخ سیستان و تاریخ گزیده و لباب الالباب و تاریخ جهانگشا و حبیب السیر و اخبار الدولة السلجوقیه و کامل ابن اثیر ج ۱۰ ص ۴۸ و ۵۵ شود.

کلمات هم‌قافیه با «تکش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید