معنی تکسین

معنی تکسین

6 بازدید
[ تَ ] (اِخ) نام بزرگی است از بزرگان ترک. (برهان). نام ملکی و ملکی است از ترکستان و شهری منسوب به خوبان و بمعنی حکمران و امیر نیز آمده و منسوب بدانجا را از ترکان خوب روی، پروردهٔ تسکین خوانند. (انجمن آرا) (آنندراج). یکی از زمین داران ترکستان و نیز نام آن ملک که بدو منسوب است. (فرهنگ رشیدی). یکی از بزرگان ترکستان. (ناظم الاطباء). مصحف تکین. (حاشیهٔ برهان چ معین): چاکران دگران آرزوی بنده کنند نام فرزندان تکسین و تکین و دینار. فرخی (دیوان ص ۹۹). چشم ودل رامن ملامت چون کنم ازعشق خویش بند بر جان من آن پروردهٔ تکسین نهاد. امیر معزی (از انجمن آرا). ای بسا باد و بوش تکسینان ترت و مرت از دعای مسکینان. سنایی(ایضاً). سر سزد بر آل تکسین از نکویی یار من وز شرف بر آل یاسین سر امیر اطهر سزد. سوزنی. تا که از یغما و تکسین از برای رزم و بزم بندگان آرند شیطان بند حورالعین صور از برای رزم دشمن وز برای بزم دوست جز بت یغما مخوه جز لعبت تکسین مخر. سوزنی.

کلمات هم‌قافیه با «تکسین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید