معنی تکرار کردن

معنی تکرار کردن

7 بازدید
[ تَ / تِ کَ دَ ] (مص مرکب) دوباره و مکرر کردن و دوباره و مکرر گفتن و اعاده کردن. (ناظم الاطباء): همه جهان پدرش را ستوده اند و پدر چو من ستایش او را همی کند تکرار. فرخی. اگر سالی بر سر جمعی سخن گفتی تکرار کلام نکردی. (گلستان). هرگز فرامشت نشود دفتر خلاف با دوستان چنین که تو تکرار می کنی. سعدی. آنها که خوانده ام همه از یاد من برفت الا حدیث دوست که تکرار می کنم.سعدی. فقیر گرسنه تکرار چون تواند کرد مگر بروز گدائی کند، به شب تکرار.سعدی. رجوع به تکرار و دیگر ترکیبهای آن شود.

کلمات هم‌قافیه با «تکرار کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید