معنی تکحیل کردن
6 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) سرمه در چشم کردن. کحل در چشم کردن و مجازاً سرمه ای رنگ کردن چیزی را. لاجوردی رنگ کردن : پیرامن هر مربعی از مربعات آن خطی از زر درکشیدند و به لاجورد تکحیل کردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۲۲).
کلمات همقافیه با «تکحیل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر