معنی تکحیل دادن
5 بازدید
[ تَ دَ ] (مص) سرمه دادن. سرمه در چشم کردن و مجازاً روشنی دادن : بمقر ملک و دولت بازرسید و دیده را به جمال مبارک پدر تکحیل داد. (سندبادنامه ص ۱۴۵). بعد از ده روز پیش تخت پدر رسید و دیده را به خاک بارگاه او تکحیل داد. (سندبادنامه). رجوع به تکحیل شود.
کلمات همقافیه با «تکحیل دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر