معنی تکاهل
6 بازدید
[ تَ هُ ] (مص) مصدر تفاعل مصنوع از کاهلی فارسی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). خود را کاهل نمودن. (غیاث اللغات) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «تکاهل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هل» برای سرودن شعر