معنی تکان خوردن
6 بازدید
[ تَ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) از جای برجستن و جنبیدن و لرزش گرفتن و مضطرب شدن. (ناظم الاطباء). || سخت ترسیدن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || در اصطلاح بنایان نشست کردن بنایی به علت سست شدن پی او. (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «تکان خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر