معنی تکاسل کردن
5 بازدید
[ تَ سُ کَ دَ ] (مص مرکب) سستی کردن. تقاعد. تهاون. کاهلی کردن : و از ادای خراج تقاعد می نمایند و تکاسل و تهاون می کنند. (تاریخ قم ص ۳۱). رجوع به تکاسل شود.
کلمات همقافیه با «تکاسل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر