معنی تپاک
5 بازدید
[ تَ ] (اِ) تپ. تپیدن. (فرهنگ جهانگیری) (فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا) (آنندراج). بمعنی تپ است که اضطراب و بیقراری باشد. (برهان) (آنندراج) (از فرهنگ نظام). اضطراب و بی قراری و بی آرامی. (ناظم الاطباء): بیا ساقی آن شیرهٔ جان بیار همان حاصل عمر دهقان بیار همان خون جوشیده در بار تاک که از تن برد رنج و از دل تپاک. فخرالدین گرگانی (از فرهنگ جهانگیری).
کلمات همقافیه با «تپاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر