معنی تپاله
4 بازدید
[ تَ لَ / لِ ] (اِ) سرگین و فضلهٔ گاو. (فرهنگ نظام). سرگین گاو. (ناظم الاطباء). افکندهٔ گاو. مدفوع گاو. آنگاه که بسرشند و خشک کنند باندازه های معلوم سوختن را. || تفاله و ثفل کنجد و جز آن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تپاله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر