معنی توقیعات
7 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) جِ توقیع. (ناظم الاطباء) (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). وضایع، چنانکه توقیعات نوشیروان یا کسری، وضایع او. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا): عدل او نوشیروان گشته ست کاندر وصف او بیتهای شعر و توقیعات نوشروان بود. عنصری (یادداشت ایضاً). بخواندم پاک توقیعات کسری بخواندم عهد کیکاووس و نوذر. ناصرخسرو. توقیعات او در اقطار جهان چون سوائر امثال و شوارد اشعار منتشر شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۶۷). رجوع به توقیع شود.[ تَ ] (اِخ) ... کسری انوشیروان کتابی است شامل ۱۷۳ «مرفوع و توقیع» یا پرسش و پاسخ که دستوران و موبدان در امور مهم کشوری و اجرای عدل بین مردم از خسرو انوشیروان به امر خود او سؤال کرده اند و او جواب داده است. طبق روایات، تألیف این کتاب در عهد هرمز پسر انوشیروان صورت گرفته، اما ترجمهٔ آن از پهلوی به عربی معلوم نیست در چه عهدی انجام شده. از متن پهلوی اطلاعی در دست نیست ولی نسخه ای از ترجمهٔ عربی آن در یکی از کتابخانه های سلطنتی هند بوده که به امر شاهزاده سلطان مرادبخش پسر کوچک شاه جهان (۱۰۳۷-۱۰۶۹ هـ . ق.) از عربی به فارسی به دست میرزا جلال الدین محمد طباطبائی زواره ای اصفهانی ترجمه شده و آن به طبع رسیده است. انشای کتاب به شیوهٔ وصاف و متکلف و مصنوع است. (فرهنگ فارسی معین ج ۵). رجوع به توقیع شود.
کلمات همقافیه با «توقیعات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر