معنی توشهکش
4 بازدید
[ شَ / شِ کَ / کِ ] (نف مرکب) کسی که در سفر قریب و شکارگاه، همراه بگیرند و توشه را بر دوش او بار کنند. و کوله کش... که در سفرها اسباب بردارد... . (آنندراج). آنکه توشه و آذوقه حمل میکند. (ناظم الاطباء). توشه پرورد مثله و در این مبالغه است... . (آنندراج): ز شهد قناعت طمع زهرچش هدایت براه طلب توشه کش. ظهوری (از آنندراج). بی قراران تو در خاک ندارند آرام در طلب توشه کش مور بود دانهٔ ما. سلیم (ایضاً).
کلمات همقافیه با «توشهکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر