معنی توشن
5 بازدید
[ تَ وَشْ شُ ] (ع مص) کم شدن آب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان گرگان است که ۱۱۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). رجوع به سفرنامهٔ مازندران رابینو بخش انگلیسی ص ۱۰۷ و ۱۲۶ شود.
کلمات همقافیه با «توشن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شن» برای سرودن شعر