معنی توزیع شدن
7 بازدید
[ تَ / تُو شُ دَ ] (مص مرکب) پخش شدن. قسمت شدن. پراکنده شدن. پاره پاره شدن : یوسف از زن یافت زندان و فشار من شوم توزیع بر پنجاه دار.مولوی. رجوع به توزیع کردن شود.
کلمات همقافیه با «توزیع شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر