معنی تورانستان
6 بازدید
[ سَ / سِ ] (نف مرکب) ستانندهٔ توران. تسخیرکنندهٔ توران. توران گشای. از القاب رستم : ور عدو بیژن شبیخون است شاه رستم توران ستان باد از ظفر.خاقانی. رستم توران ستانست این خلف کز فر او ایلدگز را ملک کیخسرو میسر ساخته. خاقانی. رجوع به توران و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تورانستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر