معنی تورانزمین
4 بازدید
[ زَ ] (اِخ) توران زمی. مملکت توران. سرزمین توران : برفتش سیاوخش و آن را بدید مر آن را ز توران زمین برگزید.فردوسی. به منشور و فرطوس و خاقان چین بدان نامداران توران زمین.فردوسی. به توران زمین زادی از مادرت هم آنجا بد آرام و آبشخورت.فردوسی. سپه زآن کشیدم به اقصای چین که آرم به کف ملک توران زمین.نظامی.
کلمات همقافیه با «تورانزمین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر