معنی تودیع کردن
6 بازدید
[ تَ تُو کَ دَ ] (مص مرکب) وداع کردن. بدرود کردن یکدیگر را: ای کف و دست و ساعد و بازو همه تودیع یکدگر بکنید.سعدی (گلستان). رجوع به تودیع شود.
کلمات همقافیه با «تودیع کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر