معنی توخته کردن
6 بازدید
[ تو تَ / تِ کَ دَ ] (مص مرکب) جمع کردن. فراهم کردن : از چشم باز توخته کن لقمه های بوم وز ران شیر ساخته کن طعمهٔ شغال. مجد همگر. رجوع به توختن و توخته و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «توخته کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر