معنی توتیر
7 بازدید
[ تَ تی ] (ع مص) کمان به زه کردن. (تاج المصادر بیهقی). زه بر کمان کردن. (زوزنی). سخت گردانیدن زه کمان را یا به زه کردن آن را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || یقال: وتّر الصلوة؛ ای وترها. (منتهی الارب). بمعنی وتر الصلوة است؛ یعنی وتر کرد نماز را. (ناظم الاطباء). وتر المصلی او وتر الصلاة؛ صلی الوتر. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «توتیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر