معنی توتید
5 بازدید
[ تَ تی ] (ع مص) مبالغهٔ وتد. (زوزنی). میخ برپا کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || تثبیت کردن، یقال: وتد اللََّه الارض بالجبال و اوتدها و وتدها. و یقال: وتد رِجْلَهُ فی الارض؛ ای ثبتها... (از اقرب الموارد). || برخیزانیدن ذکر را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بر جای ماندن و اقامت کردن در خانه. || برآمدن و استوار و قوی شدن گیاه در کشتزار. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «توتید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر