معنی توبهکرده
5 بازدید
[ تَ / تُو بَ / بِ کَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) تائب. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). بازگشته از گناه. پشیمان شده از گناه و عهدبسته که بدان روی نیاورد. نادم : خواهی تا توبه کرده رطل بگیرد زخمهٔ غوش ترا به فندق برگیر. عماره (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به توبه کردن و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «توبهکرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر