معنی توبه‌شکن

معنی توبه‌شکن

5 بازدید
[ تَ / تُو بَ / بِ شِ کَ ] (نف مرکب) آنکه می شکند عهد و میثاق خود را در توبه کردن. (ناظم الاطباء). آنکه خود توبهٔ خود شکند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || که سبب شکستن توبه است. توبه شکننده دیگران را. (یادداشت ایضاً): آمد آن نوبهار توبه شکن پرنیان گشت باغ و برزن و کوی. رودکی (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). آمد آن نوبهار توبه شکن باز برگشت سوی من توبه.فرخی. نباشد اصلی در عشق یار توبهٔ من که زلف پرشکن یار هست توبه شکن. معزی (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). لیک آن مستی بود توبه شکن منسی است این مستی تن جامه کن.مولوی. بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن به شادی رخ گل بیخ غم ز دل برکن.حافظ. به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم بهار توبه شکن می رسد چه چاره کنم؟ حافظ. الفت ده هجران و وصال است صبوری مخموری می توبه ده و توبه شکن شد. نظیری (از آنندراج). رجوع به توبه و دیگر ترکیبهای آن شود.

کلمات هم‌قافیه با «توبه‌شکن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید