معنی توبهشکسته
5 بازدید
[ تَ / تُو بَ / بِ شِ کَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) بازگشته به گناه. سر باززده از توبه و عهد و میثاق. کسی که توبهٔ خود را با گناه تازه باطل کرده باشد: عاشقی توبه شکسته همچو من از طواف خمستان آمد برون.خاقانی. رجوع به توبه شکستن و توبه و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «توبهشکسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر