معنی تواضع نمودن
4 بازدید
[ تَ ضُ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) تواضع کردن. فروتنی نمودن : طاهر نزدیک وی [حضرت رضا] آمد سخت پوشیده و خدمت کرد و بسیار تواضع نمود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۳۶). با مردم بر سبیل تواضع نمودن و خدمت کردن نیکو رفتی. (تاریخ بیهقی ایضاً ص ۵۹۲). عذری خواهید و تواضعی نمائید تا خداوند سلطان را بر آن دارم که تقرب شما قبول کند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص ۵۹۲). رجوع به تواضع و تواضع کردن و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تواضع نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر