معنی توار
7 بازدید
[ تَ ] (اِ) ریسمانی که بدان، بار بر چاروا بندند. (ناظم الاطباء). رجوع به لسان العجم شعوری ج ۱ ص ۲۸۸ شود.(اِخ) مرکز بلوکی در ناحیهٔ برسویر در ایالت دوسِوْر فرانسه است که ۱۰۶۰۰ تن سکنه دارد و قصری از قرن هفدهم در آنجا باقی مانده و دارای بازار فروش غلات و محصولات کشاورزی است. (از لاروس).
کلمات همقافیه با «توار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر