معنی توادی
5 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) جِ تودیة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). چوبی که بر پستان ناقه بندند چون کم شیر گردد تا شیر جمع شود. (آنندراج). رجوع به تودیة شود.
کلمات همقافیه با «توادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر