معنی توآم
6 بازدید
[ تُ ] (ع اِ) جِ توأم. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به توأَم شود.[ تُ ] (اِخ) نام قصبهٔ عمان است از جانب ساحل، و مروارید توآمیه منسوب بدین قصبه است. رجوع به الجماهر فی معرفةالجواهر بیرونی و معجم البلدان و تؤامیة شود.
کلمات همقافیه با «توآم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آم» برای سرودن شعر