معنی توآس
6 بازدید
[ تُ ] (اِخ) از سرداران اسکندر که پس از فتح گدروزی به ولایت آن گماشته شد و اندکی بعد درگذشت. رجوع به تاریخ ایران باستان ج ۲ صص ۱۸۵۹-۱۸۶۱ شود.
کلمات همقافیه با «توآس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آس» برای سرودن شعر