معنی تهیدیده
4 بازدید
[ تَ / تِ / تُ دَ / دِ ] (ص مرکب) تهی چشم. (مجموعهٔ مترادفات). کنایه از نابینا و بی بصر. (آنندراج): روان از دو دیده پسندیدگان به خاک درت چون تهی دیدگان. خسرو (ازآنندراج). رجوع به تهی چشم و تهی و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تهیدیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر