معنی تهنیت گفتن
5 بازدید
[ تَ یَ گُ تَ ] (مص مرکب) مبارکباد گفتن و خوش آمدی گفتن. تهنیت کردن. تهنیت دادن. (ناظم الاطباء): خرچنگ تهنیت حیات باقی ایشان [ ماهیان ] بگفت. (کلیله و دمنه). دیهیم و تخت، تهنیت تختگاه گفت آمد به حکم شه چو به دارالقرار تخت. ملاطغرا (از آنندراج). رجوع به تهنیت و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تهنیت گفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر