معنی تهندس
3 بازدید
[ تَ هَ دُ ] (ع مص جعلی) از هندسه معرب اندازهٔ فارسی. اندازه گیری بنا و زمین و جز اینها: این بنده مترجم، روز تهندس این بنیاد بدیع و طرح نهاد این عمارت رفیع در خدمت این کافی الکفاة حاضر بود. (ترجمهٔ محاسن اصفهان). سارویه در... تهندس و تشیید اساس... بنیاد کتب خانه... ارزانی داشت. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۱۵).
کلمات همقافیه با «تهندس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دس» برای سرودن شعر