معنی تهمت زدن
5 بازدید
[ تُ مَ زَ دَ ] (مص مرکب) بهتان زدن. اتهام. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). تهمت کردن و تهمت نهادن. (ناظم الاطباء): تهمت عیش مزن کز اثر ذوق بلاست اینکه هر لخت دلم بر سر مژگان خندد. طالب آملی (از آنندراج). عالی دل و دست و لب خود پاک توان داشت تهمت زدن مدعیان را چکند کس. نعمت خان عالی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تهمت زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر