معنی تهمتزده
4 بازدید
[ تُ مَ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) تهمت آلود. (از آنندراج). دارای بهتان و بدنام. (ناظم الاطباء). ظنین. متهم : و از جای تهمت زده پرهیز کن. (منتخب قابوسنامه ص ۳۰). جائی منشین که چون نهی پای تهمت زده خیزی از چنان جای.امیرخسرو. از تهمت زده دور شو. (منسوب به بوذرجمهر از تاریخ گزیده). رجوع به تهمت زدن و تهمت و دیگر ترکیبهای این کلمه شود.[ تُ مَ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) تهمت آلود. (از آنندراج). دارای بهتان و بدنام. (ناظم الاطباء). ظنین. متهم : و از جای تهمت زده پرهیز کن. (منتخب قابوسنامه ص ۳۰). جائی منشین که چون نهی پای تهمت زده خیزی از چنان جای.امیرخسرو. از تهمت زده دور شو. (منسوب به بوذرجمهر از تاریخ گزیده). رجوع به تهمت زدن و تهمت و دیگر ترکیبهای این کلمه شود.
کلمات همقافیه با «تهمتزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر