معنی تهمتآلود
5 بازدید
[ تُ مَ ] (ن مف مرکب) تهمت زده. تهمت کش. تهمتی، قریب به معنی هم. (آنندراج). بدنام و منسوب به گناه و عیب و بدگمان. (ناظم الاطباء): نیستم یکدم جدا از تو عبث تهمت آلود جدائی گشته ام. منیر (از آنندراج). رجوع به تهمت آلوده شود.
کلمات همقافیه با «تهمتآلود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر