معنی تهمة
5 بازدید
[ تُ هَ مَ / تُ مَ ] (ع اِ) (از «وهـ م») بدگمانی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اسم است از اتهام. ج، تهمات و تهم. (از اقرب الموارد). رجوع به تهمت شود.[ تَ هَ مَ ] (ع اِ) بدبوئی گوشت. یقال: فی اللحم تهمة. || زمین که از آن به سی دریا فرودآیند. تهم مثله کانهما مصدران من تهامة لأَن التهائم متصوبة الی البحر. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ تَ مَ ] (ع اِ) لغتی است در تهامة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تهمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر