معنی تهدیگ
6 بازدید
[ تَ هْ ] (اِ مرکب) ته گیره. چیزی که از طعام برشته، ته دیگ چسبیده باشد. (آنندراج): ته دیگی؛ جزء برشته ای از غذا که به دیگ می چسبد. (ناظم الاطباء). قسمتی از پلو یا چلو که در ته دیگ رنگ سرخ گیرد و برنجها بهم پیوسته میگردد. قسمت زیرین پلو و چلو که سرخ و سخت شده باشد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به ته شود. - ته دیگ تراشیدن؛ بد نواختن ذات اوتاری. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تهدیگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یگ» برای سرودن شعر