معنی تهدیل
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) فروگذاشتن شاخ و لفج و آنچه بدان ماند. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). آویختن لُنج و شاخه و امثال آن. (یادداشت ایضاً). رجوع به تهدل شود.
کلمات همقافیه با «تهدیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر